ماه اسمان ماماه اسمان ما، تا این لحظه 4 سال و 23 روز سن دارد
علی جانعلی جان، تا این لحظه 7 ماه و 16 روز سن دارد

ماه آسمان ما



فندقای مامان حالشون خیلی خوبه شکر خدا

1396/12/16 11:06
نویسنده : مامان سمیه
93 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عمرهای منمحبت آخ که چقدر لذت بخشه که خودمو مامان دو تا فرشته ناز میدونممحبت ممنون خداجونم. براتون بگم از این روزها که به لطف خدا اروم و خوب میگذره و کم کم داریم برای سال نو آماده میشیمجشن 

غزل خانوم امسال خیلی خیلی تو خانه تکانی به مامانش کمک کرد انقدر که من هوس کردم ماهی یه بار همه جا رو مرتب کنمخنده فقط همینو بگم که هر کاری میخواستم بکنم چندین برابر زمان و زحمت لازم بود تا به نتیجه برسیمخندونک ولی بازم من راضیم دختر نازم بوس 

روز شنبه پنجم اسفند هم من و بابا حامد غزل خانوم رو سپریدیم به مامان جون و رفتیم سونوی ان تیبغل خدا رو شکر همه چی خوب بود و وقتی برگشتیم خبر اومدن جوجه جدید رو وقتی که 12 هفته و یک روزه بود به خانواده من دادیممحبت فردا شبش هم که ع مه فاطمه خونه مامان گلی بود رفتیم اونجا و خبر رو به اونا هم دادیممحبت 

لباسای عید غزلک هم خریده شده امسال به نسبت هر سال کمتر لباس خریدم، شاید دلیلش اینه که با خودم گفتم بعد عید مثلا اردیبهشت و خرداد باید دوباره کلی لباس تابستانی براش بخرم آخه ماشالا هیچ کدام از تی شرتای پارسال اندازه ش نمیشه و کلا باید لباس تابستانی جدید بخریم براش، منم بهتر دیدم با همین یکی دو دستی که خریدم و اونایی که داشت براش عید رو بگذرونمچشمک فقط تو فکر تولدشم که چیکار کنم؟ هیچ برنامه ای تو ذهنم ندارم، نمیدونم مثل هر سال یه شب خانواده من یه شب خانواده باباحامد؟ یا اینکه تولد رو امسال بندازم خانه مامانا؟ هنوز برنامه ای ندارممتفکر حتی لباس خوشگل و رسمی هم برای تولدش نگرفتممتفکر حتی فکر بردن به اتلیه هم نیستمخنده یه همچین مامان سرخوشی ام خندونک حالا یه کاریش میکنیم دیگهمنتظر 

احتمالا فردا بریم قم، قبل از تولد غزل رفتیم تا کنون، خیلی آخر سالی دلمون زیارت میخواد، این میشه اولین زیارت قم که غزل جون میرهمحبت ان شالله به سلامت بریم و برگردیم

فعلا حرف دیگه ای نیست. عکسم طبق معمول ندارم در دسترسزبان

غزل مامان 2 سال و 11 ماه و 7 روزشه و فندق مامان هم 13 هفته و 5 روزشه محبتبوسبغل مامان فداتون بوسبوس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
نظرات (0)