خرید مانتوی مخصوص بارداری
بله دیگه یواش یواش مامان باید پوست اندازی کنه، مانتوهام هیچکدوم اندازم نمیشه، امروز با باباجون رفتیم و یه مانتوی مخصوص بارداری مشکی رنگ خریدیم، انشالله به خوشی ازش استفاده کنم
چند شبیه بیشتر خوابتو میبینم عزیزم احساس نزدیکی بیشتری باهات دارم، تکونات محکم تر شده و بابایی وقتی دستشو میذاره رو شکمم قشنگ میفهمه و ذوق میکنه
خیلی این روزها رو دوست دارم
دیشب شب یلدا بود و چون بین رحلت پیامبر و شهادت امام رضا افتاده کسی خیلی حس و حال مهمونی نداشت، مامان من زنگ زد و گفت بریم اونجا که ما هم رفتیم و دور هم شام و میوه خوردیم و برگشتیم. اتفاق خاصی هم نیفتاد و خیلی معمولی بود جز بیشتر از حد مجاز خوردن 
امروز آخرین روز هفته 25 ه و مامانی هفته قبل رفت دکتر، نسبت به ماه قبل یک کیلو اضافه کردم، یعنی در کل میشه 3 کیلو
ولی همه سه کیلو تو شکممه و حسابی قلمبه شدم.
برات اهنگ میذاریم و تو به همون اهنگ خاص واکنش نشون میدی، کم وبیش برات قران میخونم، ولی خیلی راضی نیستم از روند قران خوندنم 
به گفته اطرافیانم دماغم یه کم ورم کرده، منم یه ذوقی میکنم اینجوری میگن



خرید مانتوی مخصوص بارداری 
