29 ماهگی دونه الماسم
سلام نازنین دختر مامان الهی که لبتات خندان باشه همیشه شما امروز دو سال و 5 ماه و یک روزه ای و همین الان تو خواب نازی که من دارم اینجا مطلب مینویسم. هفته ای که گذشت از روز جمعه تا سه شنبه ما همش خانه مامان جون بودیم چون رفته بودن مشهد و یخچالشون مشکل داشت نباید خانه خالی میبود ما اونجا بودیم و شما هر روز کلی ذوق حیاط رفتن داشتی، ظهرها با هم میرفتیم حیاط و شما حسابی آب بازی میکردی، عصرها هم توپ بازی میکردی، چقدر خانه حیاط دار خوبه خوش به حال کسانی که خانه بزرگ و حیاط دار دارن شبا هم بابا حامد از سرکار میامد اونجا و بیشتر شبا شما با هم میرفتین مغازه و برا خانه خرید میکردین. پنجشنبه هفته قبل یعنی دوم شهری...
نویسنده :
مامان سمیه
17:45








